على اصغر شميم

30

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

يكى از سران ايل يوخارىباش ( دولو « 1 » ) ، خان قاجار را دستگير كرد و كشت و سرش را براى ابراز خدمتگزارى به سردار زند تسليم نمود و پس از آن واقعه خاندان محمد حسن خان اعتبار و حيثيت سياسى و نظامى خود را در گرگان از دست دادند و پسران خان « 2 » از ترس انتقام سران يوخارىباش به تركمان دشت پناه بردند ( 1172 هجرى قمرى ) . قتل محمد حسن خان به دست سران يوخارىباش حس كينه‌جويى شديدى ميان دو دسته از ايل قاجار را ايجاد كرد و موجب آن شد كه فرزندان وى پس از كسب قدرت با نهايت خشونت و بىرحمى كليه‌ى سران و رؤساى يوخارىباش را نابود كنند و براى هميشه دسته‌ى دولو را از كار بيندازند . رفتار كريمخان با بازماندگان خان قاجار و نيز در قبال واقعه‌ى قتل خان حاكى از علوهمت و نيك‌نفسى و روح عفو و گذشت وى بود ، زيرا بر مرگ محمد حسن خان گريست و دستور داد تا جسد او را به عطر و گلاب آغشته ، در زاويه‌ى حضرت عبد العظيم تهران با تجليل و احترام فراوان به خاك سپردند و كليه افغان‌هايى را كه در اردوكشى محمد حسن خان قاجار به شيراز به خان قاجار خيانت ورزيده بودند به قتل رساندند . نتيجه‌ى سياست ملايم كريمخان نسبت به قاجاريه چنانچه اشاره كرديم پس از كشته شدن محمد حسن خان و تسخير گرگان به دست سپاه زند پسران وى به ايلات تركمان‌دشت پناه بردند ولى دختر وى به دست سپاهيان زند اسير شد و چون سياست كريمخان بر جلب محبت و احترام ديگران استوار بود براى آنكه خاندان محمد حسن خان قاجار و افراد اشاقه‌باش را نسبت به خود رام كند دختر خان مقتول را به زنى گرفت و به حرمسراى خود برد و براى بازگرداندن فرزندان خان از ميان ايلات تركمان كوشش زياد به كار برد . محمد و حسين قلى و مرتضى قلى و جعفر قلى پسران خان مقتول اميدوار بودند كه از ميان افراد ايلات تركمان هواخواهانى دور خود جمع كنند و مجددا گرگان را به‌دست آورند ليكن پس از چهار سال كوشش بىفايده ناگزير به رقيب سياسى خاندان خود كريمخان زند پناه بردند و با بستگى سببى كه پادشاه زند با خاندان محمد حسن خان برقرار نموده بود اقامت پسران خان در دربار وى با پذيرايى گرم و صميمانه و تجليل و احترام خاص آغاز گرديد و اندكى بعد به علت سوء رفتارى كه از محمد خان نسبت به مستخدمين دربار مشاهده مىشد

--> ( 1 ) - محمد على خان دولو ( 2 ) - محمد خان و حسين قلى خان و مرتضى قلى و جعفر قلى .